X
تبلیغات
زنان -مردان - واقعيتها - عقده جنسی

داخل تاكسي كنار يك پسر و دختر نشستم. پسر و دختر هم هيچ رابطه اي با هم نداشتند و كاملا معلوم بود كه همديگر رو نمي شناسند. بعد از چند دقيقه كه نشسته بودم و به آدما و ماشيناي توي خيابون نگاه مي كردم صحنه اي رو ديدم كه واقعا داشتم ديوونه مي شدم. پسره كم كم داشت به دختره نزديك تر مي شد و خودش رو بيشتر و بيشتر به دختر نزديك تر مي كرد. دختره هم هي خودشو به در نزديك مي كرد و سعي مي كرد خودشو از دست دست درازي هاي بي شرمانه ي پسر رها كنه. منم چنان حالم بد شده بود كه كم مونده بود پسره رو خفه كنم. ولي نتونستم با خودم كنار بيام و  زود از ماشين پياده شدم. ولي تو فكر اين موندم كه چرا دختر از ماشين پياده نميشه كه ديدم يه كم جلوتر با حالت عصبانيت از ماشين پياده شد.

من نمي دونم اين عقده هاي جنسي نسل من كي تمام خواهد شد. من واقعا نمي دانم يك انسان با چه رويي مي تواند اين چنين بي شرمانه آن هم داخل تاكسي به كسي دست درازي يا تجاوز كند.محدوديت هاي اجتماعي و جنسي اين چنين يك جوان را بي شرم و گستاخ مي كند طوري كه آدم از انسان بودن خودش خجالت مي كشد. اين محدوديت ها باعث شده جوانان ايراني فكري جز سكس و جنس مخالف و فيلم هاي آن چنيني نداشته باشند. فيلم هاي هنري جهان را مانند "چشمان باز بسته" اثر استنلي كوبريك ، "رويا بينان" اثر برناردو برتولوچي و خيلي آثار ديگر را به خاطر صحنه هاي برهنگي و سكسي ببيند و ماهواره را به خاطر كانال هاي پور نو نگاه كنند و اينترنت و "گوگل" را مملو از جستجوهاي سكسي خود كنند. واقعا دلم براي نسل خودم مي سوزد نسلي كه اسير بتي شده به نام جنس مخالف، نسلي كه به دانشگاه مي رود كه هم كلاسش جنس مخالفش باشد. نسلي كه عاشق حريم خصوصي ديگران است، نسلي كه فاجعه ي فيلم خصوصي يكي از بازيگران تلويزيون كه به "زهره" معروف شد را به بار آورد. نسلي كه فقط به فكر مدل موي سر خود است نه به فكر عقيده و تفكر خود.

 

+ نوشته شده توسط آزاد اندیش در جمعه بیستم فروردین 1389 و ساعت 9:15 |


Powered By
BLOGFA.COM